گاردین گزارش میکند که آن نردبان وحشی، ماتراتزی، به زیدان چیزی توی مایههای «تروریست الجزایری» گفته که زیدان را آنقدر عصبانی کرده است که سرنوشت خودش و تیم و کل ملت فرانسه را با یک کلهزدن به سینهی نردبان خشن عوض کند.
ولی من کفرم درآمده از بس که همه شدهاند معلم اخلاق و دارند میرینند به هیکل کاملترین و بهترین فوتبالیستی که دنیا در این سی سال دیده است. انگار که زیزوی بیچاره همینجوری بیدلیل این کار --- باید اعتراف کنم -- احمقانه را کرده است. او که قبلش وقتی آن جانور دیگر، کارناوارو، بعد از پریدن برای یک توپ او را گرفت و با وحشیگری کشید پایین با لبخند میخواست بیایند و کتفش را وارسی کنند، چرا باید یک دفعه این طوری از کوره در برود؟
نردبان وحشی حالا شده پسر مظلوم و دوستداشتنی همه و زیزو مایهی شرمساری وسرافکندی. اگر خشونت باید مجازات شود، چرا فقط خشونت فیزیکی مشمول این قاعده است؟ این ماتراتزی فرومایه اگر چنین حرف نژادپرستانه و توهینآمیزی را در بیرون زمین فوتبال به کسی زده بود، در همان آلمان میشد دادگاهی و حتی زندانیاش کرد. نژادپرستی شوخی نیست.
چیزی هست بهنام جنون آنی و زیدان برای چند لحظهی کوتاه در اثر کثافتی که آن رذل نثارش کرد به این جنون دچار شد. ولی من که در عمرم تا حالا با هیچ کسی دعوای فیزیکی نکردهام اگر روزی لقب تروریست کثیف ایرانی از کسی بگیرم نمیدانم چقدر عکسالعملم بهتر از کاری خواهد بود که زیزو کرد.
وقتهایی هست که آدم حاضر است تمام زندگیاش را به باد بدهد تا نیشخند کسی را که مقدسترین قواعد مطلق انسانی (منظورم غیرت روی خاک و مادر و خواهر و این تعصبات عقبافتادهی سنتی نیست، نژادپرستی را میگویم) را لگد میکند دیگر نبیند.