برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • کشف دم دستی جدید موزیک: thedø

    تقدیم به رییس عزیزم، آقا و سروم، رهبر مسلمین جهان که حقوق جاسوسی این ماهم را هنوز نفرستاده است. :) (On my shoulders را گوش دهید.)

Excerpt: The reformists are finished in Iran and even if none of them are disqualified by the Guardian Council, they can not take more than %20 of the parliament seats due to the de-legitimization of their project of 'modernization.'

دلم می‌خواهد شورای نگهبان صلاحیت تمام این آقایان و خانم‌های «اصلاح‌طلب» را تایید کند. چون تقریبا شک ندارم که شاید بجز یکی دو نفرشان، آنهم از سه چهارتا از شهرهای بزرگ ایران، هیچ‌کدام به مجلس راه پیدا نخواهند کرد. چون پروژه‌ی این‌ها (همان «توسعه‌ی سیاسی» و «مدرنیزاسیون») اصولا هم در عمل و هم در نظر در ایران شکست خورده است.

هدف نهایی طراحان پروژه‌ی توسعه سیاسی و مدرنیزاسون (امثال همین دکتر بشیریه که معلم اصلی حجاریان و دیگر تئوریسین‌های اصلاح‌طلبان بوده است) این بود که آرام آرام ایران را تبدیل کنند به یک جامعه‌ی سرمایه‌داری شدیدا نابرابر و شدیدا پرتنش (تنش‌های قومی، نژادی، جنسیتی، حرفه‌ای و...) که با یک تلنگر خارجی از هم می‌پاشد. نمی‌گویم که تمام عاملان و طراحان این پروژه آگاهانه به دنبال نابود کردن انقلاب ایران بوده‌اند، ولی بدون اینکه آگاه باشند، از طریق پذیرفتن غیرانتقادی تئوری‌های مدرنیزاسیون و جامعه‌ی مدنی و امثال آن، تبدیل شده بودند به اسب‌های تروای آمریکا و اروپا. رمز این‌همه توجه و حمایت معنوی و حتی مالی اروپا و آمریکا هم از اصلاح‌طلبان تنها به همین دلیل بود، نه اینکه مثلا عاشق چشم و ابروی من و شما باشند و دلشان برای ما بسوزد.

خود من هم یکی از این کسان بودم که همینجوری بدون فکر و مطالعه و واقعا از روی ناآشنایی با فلسفه‌ی پشت این کلمات دهان‌پرکن خوشگل و مامانی دنبال این پروژه‌ی مدرنیزاسیون و پیامبرانش راه افتاده بودم. اگر کمی زودتر متوجه شده بودم که کل این پروژه‌ی مدرنیزاسیون درواقع شکل بزک‌کرده‌ی پروژه‌ی غارت منابع و زورگویی و چاپیدن مردم غیر سفیدپوست دنیا (یا همان استعمار یا کولونیالیزم) است، تغییراتی را که در این یکی، دو سال در طرز فکرم می‌بینید، خیلی زودتر اتفاق افتاده بود. (نگاهی به استدلال‌های منتقدان مدرنیزاسیون و توسعه بیندازید، بد نیست.)

مردم عادی ایران خیلی زودتر (در انتخابات دوم شورای شهر) فهمیدند که آقایان و خانم‌های اصلاح‌طلب و کارگزاران و امثالشان چکاره هستند و برای همین همه را یکی یکی از قدرت بیرون انداختند و من شک ندارم که اگر شورای نگهبان اصلاح‌طلبان را در دوره‌ی قبل قلع و قمع صلاحیتی نکرده بود، نتیجه‌اش زیاد فرقی با چیزی که در نهایت اتفاق افتاد نمی‌کرد.

در واقع همان‌قدر که اصلاح‌طلبان رای مردم را به خاتمی بد فهمیدند و آن را به حساب «برنامه‌ی» توسعه‌ی سیاسی خودشان ریختند، شورای نگهبان (شاید بتوان گفت بیشتر جنتی) هم فکر کرد مردم واقعا به برنامه‌های آقایان رای داده بودند و برای همین با محدود کردن رقابت در آن انتخابات یکی از بزرگترین لطمه‌ها را اعتبار دموکراتیک ایران زد.

البته گمان من این است همان‌طور که خامنه‌ای می‌دانست اصلاح‌طلبی تمام شده است و برای همین جلوی جنتی ایستاد و معین و مهرعلیزاده را با حکم حکومتی به صحنه‌ی انتخابات بازگرداند، در انتخابات مجلس قبل هم چنین قصدی داشت. چون اگر یادتان باشد درست در اوج ماجرای تحصن در مجلس و یکی دو روز قبل از رای گیری خاتمی و کروبی پیش خامنه‌ای رفته بودند و بعد که بیرون آمدند گفتند که خامنه‌ای به شورای نگهبان دستور داده که در آن رد صلاحیت تجدید نظر کند. ولی بهرحال جنتی زیر بار نرفت و صلاحیت هیچکس بازتایید نشد. (این دفعه هم ممکن است چنین تنش پشت پرده‌ای بین خامنه‌ای و جنتی پیش بیاید که باید دید چطور پیش می‌رود. ولی با توجه به اینکه الان جوانان طرفدار خامنه‌ای اکثریت شورای نگهبان را دارند، بعید است جنتی بتواند زیاد مقاومت کند.)

پانوشت: کیهانی‌های گرامی اگر خیلی به مطالب این وبلاگ علاقه دارید، یا آن را بدون سلاخی چاپ کنید، یا اینکه از کمیته‌ی فیلترینگ خواهش کنید فیلتر این وبلاگ را بردارند. نمی‌شود که هم خدا را بخواهید، هم خرما را!


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«یک فتحی»
«محمود فرجامی»
«ایمیان»
«احمد جلالی»
«۴ دیواری»
«حامد قدوسی»
«خوابگرد»
«تبعیدی عصبانی»
«عبدالقادر بلوچ»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«میرزا»
«۳۵ درجه»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«میرزا پیکوفسکی»
«امور ایران»
«پژمان نوزاد»
«سولوژن»
«بلوط»
«هادی خرسندی»
«گناهکار»
«صفا در ال.ای»
«ناهید رکسان»
«مطالعات فرهنگی رادیکال»
«خسرو نقیبی»
«سبیل طلا»
«فرنگوپولیس»
«ف.م.سخن»
«از پشت یک سوم»
«یک پزشک»
«جوانفکر»
«یک وحید»
«مریم اينا»
«نوک‌تیز»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«آزاده عصاران»
«حسین نوش‌آذر»
«طاها بذری»
«هنوز»
«عرب عصبانی»
«روزنه»
«نانا»
«بابک داد»
«آزادنويس»
«دستنوشته‌ها»
«ابراهیم اسکافی»
«مریم مومنی»
«شکرخواه»
موج
آی‌تی.ايران
مهستی شاهرخی
خبرنگار مسلمان
مارسی نیومن
پاگرد
جواد کاشی
کوروش علیانی
رزانیات
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
مسعود بهنود
حاجی واشنگتن
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
هوشنگ دودانی
خیاط باشی
آهستان
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
سهند شمس
کتابلاگ
امنزیاک
زمستان است
بامدادی
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
اسماعیل نیوز
من راه نشین
فروغ
آن سوی دیوار
محمد نوری‌زاد
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
فانونایت
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
مرتضی نگاهی
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
لگوماهی
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
علیرضا شیرازی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
پیاده رو
پسر فهمیده
گردباد
زيتون
توکا نیستانی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
ضدمورچه
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
نوه‌ی غلامرضا تختی
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
شب پیشگویی
فریادناممه
پویان طباطبایی
مهدی محمدی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
روزنامه‌نگار ممسلمان
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
حسام‌الدین آشنا
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
جواد روح
کلفه گینزبورگ
خط قرمز
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
امید معماریان
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

اینکه کیهان از مطالب تو استفاده می کنه نه تایید کیهان هست نه تکفیر تو. کیهان هم مثل خودت می تونه از مطالبی که آزادنه روی اینترنت وجود داره استفاده کنه و همین که اسم تورو میبره خیلی هم زیاده و لازم نیست لینک بده. ضمنا خنده داره تو از کیهان شاکی هستی که چرا سرو ته مطالبت رو میزنه، این راه و روش کیهان بوده و هست و اگر خوشت نمیاد آی پی اونها رو بلاک کن!!!

من با عماد 100% موافقم و حرفه منو زد لطفا به این پرسشها تو وبلاگت پاسخ بده تا وضعییتو معلوم کنی وگرنه چیزی جز گزافه از نوشته هات نمیشه فهمید

اقای حسین درخشان میشه لطفا به این سوال که من و خیلی های دیگه بارها ازت پرسیدیم یکه بار هم که شده در یک پست اختصاصی جواب بدی؟ چرا از حکومتی که تو رو فیلتر می کنه اگه برگردی زندانیت میکنه تو رو جاسوس میشناسه اصولا به تو اجازه نمیده که با سبک زندگی خودت زندگی کنی حمایت می کنی و با کسانی که می خوان این حکومت رو به شکلی تغییر بدن که تو هم بتونی توش هر جوری که دوست داری زندگی کنی و آزادانه حرفتو بزنی مخالفت می کنی و با بد ترین بیانها توهین می کنی. ممنون می شم اگه حواب بدیو حداقل روت نمی شه به خودم حواب بده تکلیفم رو با تو بدونمک

يکي از نشانه هاي گنده ادعاهاي بي اساس تو را در همين نوشته ات مي توان پيدا کرد. مي تواني دقيقا توضيح دهي که چطور جامعه ي سرمايه داري اي که اصلاح طلبان به دنبال آن هستند داراي تنش هاي جنسيتيست؟ مثل بچه ي آدم اين را اثبات کن.

حسین خان این حرفت را که رای به خاتمی رای به توسعه سیاسی نبود را کاملا قبول دارم و در واقع" نه" به ناطق نوری بود ، این را هم قبول دارم که مردم از کس شعر های اصلاح طلب ها خسته شده اند ، ولی یک مطلبی را که هیچ وقت تو مد نظر نمی گیری و هیج وقت با وجودی که چندین بار نوشتم جوابی براش ندادی، اینه که تو مشکل اقتصادی را در نظر نمی گیری ، هیچ وقت ندیدم احمدی نژاد را از نظر اقتصادی نقد کنی درسته که اون از لحاظ انرژی هسته ای باعث آبرو شد و پوز امریکا را زد ولی واقعا مردم از مشکلات اقتصادی به تنگ اومدند ، ای کاش ایران بودی و میدیدی ، اخه مردم که خر نیستند ، نفت شده بشکه ای هشتاد دلار ولی گرانی بیداد می کنه ، پاشنه آشیل احمدی نژاد برای مردم همون چیزی است که در واقع شعار انتخاباتیش بود ، بهبود وضع اقتصاد

آقا حالا ما شدیم سیاه پوست و اروپایی ها سفیدپوست؟ بر اساس تعریف «سفید قفقازی» ما از همه سفیدپوست تریم! اصلا رنگ پوست اینجا چه اهمیتی داره؟ شدی عین سیاهای آمریکایی که هرکار میکنی میگن «ایز ایت بیکاز آیم بلک؟»

Dear Hossein,

I have been reading your blog since its take off.

I enjoyed it in many occasion, smiled with it in many other and thought about you and changes you are experiencing mainly when you are writing about something which I do not particularly agree with either logic or the theory you are building your arguments around.

Anyhow, your very last post triggered a long waited decision to write. It is always quite easy and with no risk to discuss about negative consequences of anything in any branch of human science from philosophy and political economy to pure science and literature and dampen those ideas and practices as such they are all bunch of none sense. But let’s be fair and if we criticise something be courageous enough to suggest too. To suggest for something better and for common good. Otherwise we can sit down and question EVRYTHING in this world and we will be sitting there forever I promise you.

I am coming from a very same generation as you are. I have experienced what you have and I challenged myself in a same manner you are challenging yourself and your readers everyday.

Good luck and I hope to hear from you and may be we can discuss this over a cup of coffee in London.

Cheers

از نقد و نظراتت توی این چندماهه خوشم میاد، کاملا خارج از مسیر نقدهای تکراری پدربزرگی و دایی جان ناپلئونی، دست کم ذهن منو با یه خط جدید فکری درمیندازه. ولی یه نقد بزرگ بهت دارم: تو تازگیها گفتمان اقلیت های قومی جنوب آسیا مثل هندی ها و عربها افتاده توی ذهنت: این که اروپاییها سفید هستند و ما سیاه پوست هیچ وقت توی سیستم فکری ایرانیها نبوده و نیست. بکار بردن این لفظ توسط تو تمام دلیل چینی منطقیت رو میاره پایین درسطح منازعه اجتماعی اقلیتهای آسیایی‌-‌آفریقایی در آمریکا و اروپا (که اکثرا یا هنوز کارگر و دکان دار هستند یا نسل دوم آنها) و هنوز از عدم هویت و تبعیض رنج میبرند. پیشنهاد میکنم بدون اینکه گفتمان پاکستانیها یا عربها رو کپی کنی (یا اروپاییهایی که از اونها ایده گرفتن)، از تاکید بر رنگ پوست بیا بیرون و به اصل قضیه بپرداز.

وای وای......حسین این مسئله تحول و تطور اندیشه نیست این اسمش تهیه خوراک ومواداولیه است برای موسسه ضدمردمی کیهان. این کاملا معلوم است که داری سرودیاد مستان میدی ومنتظری که مطلبتو چاپ کنند ویا به اون رفرانس بدن که درهرصورت بازنده توئی. بازنده ای چون توهم داری برضدمردم حرکت میکنی. اینها که میگی اکتشافات وتتبعات نیست اینها ساپورت فکری سیستم حاکم است که با زور وقلدری راه را برمردم بسته واحدی حق نفس کشیدن ندارد. حالا تواومدی اینوراب وبدون اینکه درگیر باشی برای اونها هورا میکشی و کف میزنی... مطمئنا این چیزی نیست که مردم بپسندند و اگر مردم برا ت مطرح نیستند که نوشته هات هم اینطور میگن که دیگه جای حرفی نیست . اصلاح طلبی ضربه ای بود که جریان حاکم را مجبورکرد کمی مردم را در محاسباتشون درنظر بگیرن و این رفرمیست راه حل مشکل اجتماعی سیاسی ما است و ما نسخه دیگری نداریم. بنابراین اب به اسیاب گروه ضدمردمی ریختن به چه معنا است ؟