این چند روز را با بخشی از دستمزد جاسوسیهایم برای خامنهای و به همراه دوستدختر عزیز فرانسویام (یا بقول ابراهیم نبوی و به سبک نوریزاده آقای مامور اصفهانی اطلاعاتی سفارت ایران در پاریس) در شهر بینظیر لیسبون بودیم و در هوای بهاری این شهر بیهمتا پورتو مینوشیدیم و پستهایژ د ناتا میلمبادیم که خبر کشته شدن بینظیر بوتو آمد.
واضح است که من از هیچ جور حذف فیزیکی آدمها حمایت نمیکنم و از این نظر بخاطر کشته شدن بی نظیر بوتو عمیقا متاسفم. ولی از این که دارند از او یک شهید و قهرمان میسازند شاکیام. (فیگاروی شدیدا دستراستی که عکس او را گنده زده صفحهی اولش و رسما او را «شهید» خوانده است.)
بینظیر بوتو و شوهرش از فاسدترین سیاستمداران پاکستان بودهاند و برای این موضوع آنقدر سند و مدرک از منابع گوناگون هست که نمیتوان همه را توطئه نامید. (گزارش مفصل نیویورکتایمز را در این باره بخوانید) از طرفی، اصولا ظهور طالبان در زمان بوتو و با حمایت او و سیستم اطلاعاتی پاکستان در زمان او و با حمایت امریکا و انگلیس اتفاق افتاد. بازگشت او هم به پاکستان تنها پس از تایید رسمی آمریکا و ملاقات شخصی خانم بوتو در واشنگتن با رایس و بوش انجام گرفت و در واقع بوتو در بازگشتش به پاکستان ماموریتی داشت که بسیار فراتر از منافع مردم پاکستان یا حتی خود بوتو بود.
مساله این است که بوتو یک تربیتشدهی بینظیر انگلوامریکن برای حفظ منافع انگلیس و آمریکا در پاکستان بود و توجه به پیشینهی فئودالی بوتو و تحصیلاتش در مهمترین مراکز تولید نوکلونیالیزم یعنی هاروارد و آکسفورد و نیز حمایت همیشگی انگلیس و آمریکا از او برای فهم نقش او حیاتی است.
تحلیل من این است که پرویز مشرف در یکی دو سال اخیر در موارد مهمی جلوی انگلو-آمریکاییها ایستاده است و منافع ملی پاکستان را (مثلا بر سر شیوهی رفتار با طالبان و نیزرابطه به افغانستان و حامد کرزای) به منافع آنها ترجیح داده است و این مساله برای آمریکاییها دارد آرام آرام گران تمام میشود. در نتیجه یک دفعه آقایان یاد این میافتند که در پاکستان دموکراسی نیست و مشرف یک دیکتاتور نظامی است و باید از قدرت کنار برود تا کسی سر کار بیاید که منافع انگلو-امریکنها را بهتر تامین میکند.
برای همین از عروسک خوشگل قدیمیشان، بینظیر خانم، میخواهند که اگر دوست دارد دوباره در نقش حافظ منافع آقایان در پاکستان وارد عمل شود. در ازای آن هم به او قول میدهند که مشرف را وادار کنند تا کارنامهی سیاه فساد مالی بوتو را در سه سوت پاک کند تا خانم بوتو بتواند به ممکلتش برگردد و بعد از رسیدن دوباره به مقام نخستوزیری چاپیدن مردم و منابع کشورش را دوباره آغاز کند.
اصولا یادتان باشد که هر وقت این روزها در رسانههای انگلیسیزبان میگویند «دموکراسی» منطورشان «سلطهی انگلو-امریکن» است و هر هر وقت میگویند «آزادی» منظورشان «بازار آزاد» است. میگویید نه، هر جا این کلمات را دیدید با آنهایی که پیشنهاد دادم جایشان را عوض کنید و خودتان ببینید.