برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: On a recent television show and a religious cartoonist

برای اینکه با او و امثالش فرق داشته باشم، باید از حقی که از نیک آهنگ کوثر در تلویزیون ایران ضایع شده است دفاع کنم. من اصل ویدیو را ندیده‌ام، ولی با دیدن عکسها و توضیحاتش، به نظرم بی‌انصافی و جفا کرده‌اند که کوثر را در کنار سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و نماینده‌ی مجلس هلندی گذاشته‌اند. کوثر درست است که از نظر سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و مشروعیت آن است، ولی کارهایش هرگز نزدیک تابوهای مذهبی هم نشده‌اند. در مورد آن کاریکاتورها هم او کاملا موضعی در مخالفت آشکار و علنی با انتشار آنها داشته است. خودش هم تا جای که من دیده‌ام مقید به حرام و حلال است و اصولا ظاهر مذهب را رعایت می‌کند. ولی کار تلویزیون جمهوری اسلامی به هر حال کار زشتی بوده است.


نیک آهنگ کوثر حرف‌های نتانیاهو را در شباهت احمدی‌نژاد به هیلتر تکرار می‌کند

ولی این ماجرا خود کوثر را هم باید کمی به فکر بیندازد. کسی که او را به سلمان رشدی و روزنامه‌نگار هلندی تشبیه کرده است، احتمالا کسی است که تشبیه احمدی‌نژاد به هیلتر در کارهای کوثر او را آزرده است. اگر اختلاف سیاسی و فکری و تلاش برای کسب یک لقمه نان کوثر را به تشبیه دروغین احمدی‌نژاد و هیلتر وادار کرده است، احتمالا اختلاف سیاسی و فکری و نیز یک لقمه نان هم تهیه کننده‌ی تلویزیون را به تشبیه دروغین کوثر و کاریکارتویست دانمارکی انداخته است.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«یک فتحی»
«محمود فرجامی»
«ایمیان»
«احمد جلالی»
«۴ دیواری»
«حامد قدوسی»
«خوابگرد»
«تبعیدی عصبانی»
«عبدالقادر بلوچ»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«میرزا»
«۳۵ درجه»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«میرزا پیکوفسکی»
«امور ایران»
«پژمان نوزاد»
«سولوژن»
«بلوط»
«هادی خرسندی»
«گناهکار»
«صفا در ال.ای»
«ناهید رکسان»
«مطالعات فرهنگی رادیکال»
«خسرو نقیبی»
«سبیل طلا»
«فرنگوپولیس»
«ف.م.سخن»
«از پشت یک سوم»
«یک پزشک»
«جوانفکر»
«یک وحید»
«مریم اينا»
«نوک‌تیز»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«آزاده عصاران»
«حسین نوش‌آذر»
«طاها بذری»
«هنوز»
«عرب عصبانی»
«روزنه»
«نانا»
«بابک داد»
«آزادنويس»
«دستنوشته‌ها»
«ابراهیم اسکافی»
«مریم مومنی»
«شکرخواه»
موج
آی‌تی.ايران
مهستی شاهرخی
خبرنگار مسلمان
مارسی نیومن
پاگرد
جواد کاشی
کوروش علیانی
رزانیات
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
مسعود بهنود
حاجی واشنگتن
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
هوشنگ دودانی
خیاط باشی
آهستان
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
سهند شمس
کتابلاگ
امنزیاک
زمستان است
بامدادی
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
اسماعیل نیوز
من راه نشین
فروغ
آن سوی دیوار
محمد نوری‌زاد
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
فانونایت
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
مرتضی نگاهی
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
لگوماهی
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
علیرضا شیرازی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
پیاده رو
پسر فهمیده
گردباد
زيتون
توکا نیستانی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
ضدمورچه
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
نوه‌ی غلامرضا تختی
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
شب پیشگویی
فریادناممه
پویان طباطبایی
مهدی محمدی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
روزنامه‌نگار ممسلمان
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
حسام‌الدین آشنا
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
جواد روح
کلفه گینزبورگ
خط قرمز
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
امید معماریان
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

درباره ی دموکراسی بنده عقیده ی خاصی ندارم . به نظرم می آید اگه کلمه ای برساخته ی ذهن ( دقت کنید من نمی گویم زبان ) باشد همین دموکراسی است . من ضمن این که کاری به مبارزان راه دموکراسی ندارم و به دشمنی آن ها علاقمند نیستم , فکر میکنم اگر مفهومی غیر اصیل در این گفتار به میان آمده باشد همانا دموکراسی است . اما این که بتوانم حرف خود را بقبولانم یا عقیده ی جدیدی درین باره بدست بیاورم ربطی به بحث ما ندارد آقای درخشان . من پا را فراتر از آن جا که تو می گذاری می گذارم و می گویم که نه تنها بر ساخته های زبان غیر اصیل و غیر قابل توجه اند بلکه برساخته های ذهن نیز ارزش جستجو ندارند . اگر عرفان شیعی ( می گویم اگر ) برساخته ی ذهن می بود من حاضر بودم آن را رها کنم . حالا هم که دارم با تو صحبت می کنم حاضرم تمام اصول عرفانی شیعه را به کلی ندیده بگیرم و از چیز هایی که آن قدر جهانشمول باشند که شما را راضی کنند صحبت کنم . درین هیچ تردیدی نیست که در فرهنگ هر دینی ذهن هایی به کار افتاده است و ادبیاتی را ساخته است . من هیچ تردیدی ندارم که ادبیات برای تو جذاب نیست . ادبیات یک دین چهره ی ملایم , مهربان و مطبوع آن دین است. با این چهره مرادان و دین داران بزرگ اصول سخت و غیر قابل تغییر را برای رهروان ضعیف و مریدان سر گردان خود به گونه ای بیان می کرده اند که دلهره و وحشت موجب سقوط پیروان نشود . اما اصل هر دین _ آن چه که پیام آور قادر به دیدن آن بوده است _ بسیار وحشت زا ست . به جرات می توانم بگویم که ذات دین نسبت به احساسات انسانی ما سخت بی اعتنا ست . اما درباره ی یک چیز تجربه ی شخصی دارم و ان این که دین امری ذهنی و درونی نیست . حقایقی که دین در افشای آن مصر است واقعیتی خارجی و هولناک دارد , واقعیتی که حتی بیان بی نظیری مثل قرآن یا زبان ادبی ای مانند انجیل یا قصه های هنرمندانه ای مثل قصه های هندویی و یا کلمات لغز گونه ی تائویی نمی توانند چهره ی نا متعین ,غیر قابل تعریف وپیمایش ناپذیر ان را آشکار کنند . دین در زبان نمی گنجد و زبان می خواهد آن را برای ابنا بشر تلطیف کند . بشر آن را درک نمی کند , نه به خاطر آن که زیاده از حد ذهنی و فلسفی و محصول زبان است , بلکه بر عکس به این علت که بسیار ساده و صریح و همین طور خیلی خیلی وحشت آور است . شاید برای شما این جالب باشد که بدانید من همیشه فکر می کنم آن چه ذهن و تمدن بشر را پیش برده است منطق نبوده , وحشت بوده است . این وحشت است که از یک مرد یا یک زن یک لیبرال می سازد . لیبرال کسی است که جرات اندیشیدن به چیزی در ورای زندگی را ندارد . زندگی ای که بی هیچ تردیدی طعمه ی مرگ است . همین وحشت با عث می شود که ما نخواهیم دین را ببینیم . آن چه که دین می گوید بر ساخته ی زبان نیست . آن چه می گوییم تا از دین چشم بپوشیم اما بر ساخته ی تر س است . حالا آن که می ترسد نفس است . البته شما هر اسمی می خواهید می توانید بر ان بگذارید . نفس کسی است که به حد کافی جهانشمول هست که بشناسیمش . همان کسی که صبح ها در من و شما و دیگران چشم می گشاید و از خود می پرسد چه می توانم بکنم تا این جا بودن را فراموش کنم . ..

کوثر هزینه sleazy بودن خودش، اخلاقش و کاریکاتورش رو پرداخت کرد. حیف اون هنر و دست خوش ذوقش که به خاطر اخلاق گندش به کار نمیاد.

من اصلا درباره ی فلسفه صحبت نمی کنم . مسئله عمل و توان عمل است . مسئله توانایی است . ممکن است کسی بندگی را دوست نداشته باشد اما " نتواند " که در این جهان بنده ی زر و زور نباشد . یا ممکن است من به عدالت محتاج باشم و در نتیجه به آن معتقد باشم , اما معلوم نیست که اگه به قدرت برسم " بتوانم " اعتقادم را به عدالت کما کان حفظ کنم . چون همان طور که می دانی عدالت و راستی و مبارزه با ستم و ... در نهایت کلماتی هستند که می توان به مرور زمان و با مهارت مفهوم ان ها را دگر گون کرد . همین طور است مفهوم ساخت و ساختار گریزی . من کم و بیش در زمینه ساختار زدایی مطالعه کرد ه ام , اما آن چه یافته ام فقط ساختار های جدید است که با وجود ظاهر و شکل انقلابی ای که دارد چیزی جز نمونه ی جدیدی از پراگماتیسم آمریکایی نیست . درست مثل فیلمسازان موج نو فرانسوی که می خواستند فیلم ضد داستان بسازند . اما مثلا ضد داستان های ژان لوک گدار چیزی نبود جز به کار گیری هوشمندانه عناصر داستانی شناخته شده و نقض آن ها در یک لحظه بخصوص . می خوام بگم که ضد قصه نیز چیزی جز یک قصه ی جدید نبود . اما درباره پاکی چنان که دین به ان قایل است من فکر می کنم این مفهوم بیش از ان که از تعامل "من " با اجتماع بر آید در ابتدا به تعامل " من " با نفس خودم یا ذهن خودم یا روح خودم یا هر چیزی که شما اون رو "خود " بنامید بر می آید . آن چه ما با این " خود " می کنیم بسیار مهم است . آن چه نمی کنیم خیلی مهم تر . این ها فلسفه نیست . این دستیابی به توانایی است . ذخیره ی نیرو است . من می تونم اگه شما بخواهی مثال های عینی تر و ملموس تری برای تو بگویم . اگر علاقمند باشی به ادامه ی این بحث .

---------------

• هودر: نمیشه تجربه‌ی موج نوی سینمای فرانسه رو با فلسفه‌ی ضد زیرساخت‌گرا مقایسه کرد. و از همه مهمتر، حرف رورتی اینه که وصل کردن ایده‌ی دموکراسی به فلسفه یه اشتباهه و این فلسفه نبوده که دموکراسی تولید کرده، تجربه و آزمون و خطا بوده. راست هم میگه. خودش هم مثال برده‌داری یا قتل عام سرخ‌پوستهای آمریکای رو می‌زنه که همه بعد از اون اعلامیه‌ی جفرسون که بعدا رسید به اعلامیه حقوق بشر برای چندین دهه‌ ادامه پیدا کردن. در ضمن، تفاوتی که شما بین «من» و «خود» می‌گذاری یه تفاوت طبیعی و جهان‌شمول نیست، بلکه ساخته‌ی زبان و فرهنگه. بقول فوکو یه تکنولوژی‌ای هست که این خود رو می‌سازه و مثلا بین اون و «من» تفاوت قایل میشه. مفهوم «نفس» در عرفان شیعی الزاما در همه‌ی انواع شاخه‌های اسلام یا دین‌های دیگه به این شکل وجود نداره و در نتیجه بحث درباره‌‌اش به عنوان یک جهان‌شمول بی معنی است. ولی خلاصه اینکه خیلی «تکنولوژی‌های خود» هستند که اصلا خود را نابود می‌کنند یا بهتر بگویم وجود آن را نفی می‌کنند.

به آقای امیر صلح دوست که شباهت های احمدی نژاد و هیتلر رو به این تیزی دریافته اند. گویا شما هم خودتونو به کوری می زنین وقتی که احمدی نژاد خیلی واضح گفت ما با رژیم صهیونیستی طرفیم نه یهودی ها. حالا اینم قبول نداری اشکال نداره.

هفته پیش که از هیلاری کلینتون پرسیدن اگر (اگر) ایران به اسرائیل حمله اتمی بکنه شما چیکار می کنین؟ پاسخ : امیدوارم چنین اتفاقی نیافته نه عزیز اینو نگفت گفت اگر در ده سال آتی رژیم ایران همچین حماقتی بکنه ما می تونیم نسل ایرانیها رو از روی زمین ریشه کن کنیم. خوب حالا جناب صلح دوست هر چقدر می خوای زور بزن و از این زنیکه حمایت کن امیدوارم ولی حمایتت به جاهای باریک نکشه! یه وقت بیلی غیرتی می شه

نه , اشتباه می کنی , شاید یک روز بفهمی و نمی دانی چطور صادقانه و صمیمانه آرزو می کنم که روزی پیر شوی (منظورم سنت نیست درونت است ) با تجربه شوی و دریابی که مهم این نیست که تو به هدفی برسی یا نرسی مهم این است که صادقانه و صمیمانه و خالی از آلودگی گام برداشته باشی . از این گذشته من تابه حال فکر می کردم که تو اصلا به پاکی اعتقادی نداری فکر نمی کردم معیارهای پاکی برایت متفاوت از دیگران باشد.

------------

• هودر: پاکی برای من یعنی پرهیز از دزدی و دروغ و بی‌عدالتی و ستم‌گری و بندگی. اصلا به نظر من دین‌ها درواقع سیستم‌هایی بوده‌اند برای مشروعیت دادن به این ارزشهای اخلاقی که منشا‌ءشان هم به نظر من بیشتر عملی هستند تا فلسفی. یعنی بشر طی قرنها زندگی به تجربه یاد گرفته است که اگر این ارزش‌ها بر یک جامعه حاکم نباشد، هیچ اثری از او باقی نمی‌ماند. از این نظر دیدگاه ضدزیرساختگرای (Anti-foundationalist) امثال رورتی که می‌گویند برای بهتر کردن زندگی به فلسفه نیازی نیست را من قبول دارم. چون به روش زیرساخت‌گرا در نهایت فکر نمی‌کنم بشود منشا اخلاق را به چیزی جز یک مفهوم مطلق مثل «خدا» رساند.

خوشحالم که از کلمه ی تابو برای مذهب استفاده کردی.... راستی شما از پست هایت چند لقمه در می آوری اگر راضی هستی ما رو هم خبرکن...

نه نشد نه من دکتر هستم و نه تو درونت پاک پاک است خودت هم این را می دانی .( من به نوشته های سیاسی تو کاری ندارم مقصودم درون شخصی تو است ) تو خواهی نوشت که درون شخصی من ربطی به تو ندارد و من جوابی برای این جمله ( اگر آن را بنویسی )ندارم . در حقیقت اگر چنین جوابی بدهی فکر می کنم که دیگر راهی برایم نمانده است .

-----------------

• هودر: جواب من این است که پاکی و ناپاکی معیار می‌خواهد و معیارهای تو با من فرق دارد و هیچکداممان نمی‌توانیم ادعا کنیم که معیارمان جهانشمول است. بهتر است بجای پاکی و ناپاکی درباره‌ی هدف‌هایمان حرف بزنیم. جایی که من و تو می‌خواهیم برسیم زیاد فرقی با هم ندارد. منتها تو می گویی فقط باید با دوچرخه به آنها آمد و من می‌گویم تراکتور، ب.ام.و، مازراتی، یا اتوبوس یا حتی پای پیاده؛ فرقی نمی‌کند. مهم این است که به آنجا برسی.

آقای درخشان می شه از شما سوالی بپرسم ؟ چرا این قدر پیراهن ها و تی شرت هایتان برایتان مهم است . این که چه نقش یا شعاری روی آن باشد واقعا چه اهمیتی دارد ؟ به نظر شما بهتر نیست که آدم درون خود را عوض کند .

-----------------

• هودر: فکر کنم نوشته‌هام از هر چیزی بهتر درونم رو نشون بده. مگه اینکه شما دکتر باشین و تا با اشعه ایکس یا جراحی درون آدم‌ها را نبینین قانع نشین.

شما واقعا شباهت های هیتلر و احمدی نژاد رو نمیبینی؟ یا خودت رو به کوری میزنی؟ بهتره مجموعه Hitler:Rise of the evil رو نگاه کنی تا ببینی چه شباهت عجیبی بین هیتلر و احمدی نژاد وجود داره

-----------------

• هودر: ببین، برای اطلاعات باید بگم که حتی کاندولیزا رایس هم این شباهت رو نمیبینه و سرش حسابی چند بار به اسراییلی‌ها توپیده سر این مساله. تنها کسایی که دنبال جا انداختن این مساله بودن (الان که دیگه البته تموم شده ماجراش) اسراییلی‌ها بودن و آمریکایی‌های اسراییلی.