من اگر جای عباس سلیمی نمین و علیرضا زاکانی و رفقای شجاعشان که با جاسبی درافتادهاند بودم سهتا کار میکردم. اول یک وبسایت درست میکردم به اسم مثلا «کمپین عدالت و قانون برای دانشگاه آزاد» و در آن تمام اخبار و گزارشهای مرتبط را آرشیو میکردم و وبلاگ در آن میگذاشتم و کامنت میگرفتم و اینها. دوم اینکه از دانشجویان دانشگاه آزاد میخواستم که بطور ناشناس یا با امضاهای محفوظ هرچه بیقانونی و بیعدالتی از دانشگاه آزاد میدانند در بانک اطلاعاتی این وبسایت اضافه کنند. سوم اینکه یک مانیفست کوتاه مینوشتم و آن را به امضای صدها چهرهی برجستهی عمومی میرساندم. و بعد از تمام حامیان این کمپین میخواستم که از طریق این وبسایت و دادن ایمیلهایشان پای آن را امضا کنند. و بعد با این فهرست بزرگی ایمیلی تمام حامیان را در جریان تحولات قرار میدادم و از آنها برای جلسات مختلف دعوت میکردم.
اینها تکنیکهایی است که جواب میدهد و بیخودی نیست که آمریکاییها پس از سالها آزمون و خطا و تحقیق برای سرنگونی دولتهای مخالفشان از داخل به این روشها متوسل میشوند. حالا چرا از همین تکنیکهای کاملا قانونی و بدون خشونت برای سرنگونی دیکتاتوری کاسب و قانونشکن مثل جاسبی و بازگرداندن دانشگاه آزاد زیر چتر قانون و عدالت استفاده نکنیم؟