برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The terrifying experience of seeing black British Air Force fighter jets flying so shockingly close to me while I was in an Anthropology conference on Iran in St. Andrews was an awakening reminder : The knowledge we all help produce in the neo-colonial academia is only a senior policy-maker away from the lethal and naked sources of power. Maybe that's why the Pentagon has hired a group of Anthropologists in Iraq and Afghanistan.

کنفرانس سنت اندروز تمام شد و چون این چند روز اینترنت درست و حسابی نداشتم چیزی ننوشته‌ام. ولی خیلی آخر هفته‌ی خوبی بود و بجز اینکه چند دوست قدیمی را دیدم، دوستان جدیدی هم پیدا کردم و یک دوست نادیده را هم بالاخره از نزدیک دیدم.

ولی بجز کنفرانس، خود شهر کوچک سنت اندروز هم که در اسکاتلند است نه انگلستان (من این اشتباه را یک بار به طرز بدی کردم و بدجوری ضایع شدم)، خیلی جای جالبی بود. اولا آسمانش از ساعت نه شب تا پنج صبح در یک وضعیت سحر/غروب جالب است که به آسمان یک رنگ آبی تیره‌ی خیلی رویایی می‌دهد و همین‌طور باعث می‌شود آدم خیلی کم بخوابد. دیگر هم ساحل قشنگش بود و هوای همیشه بهاری‌اش که در طول روز سه فصل بهار و تابستان و پاییز را با هم داشت. شهرش هم خیلی نقلی و آرام بود و این دوتا خصوصیت به آدم اجازه می‌داد به قدیمی بودن ساختمان‌ها و خیابان‌هایش بیشتر از معمول پی ببرد.

تمام این تجربه‌های دوست‌داشتنی یک طرف و تجربه‌ی ترسناکی که در همان دقیقه‌ی پیاده ‌شدن از قطار در ایستگاه لوکارز (Leuchars) در بدو ورودم به شهر اتفاق افتاد، یک طرف. ایستاده بودم به انتظاراتوبوسی که به مرکز سنت اندروز می‌رود افق سبز و قشنگ روبرویم را نگاه می‌کردم که یک دفعه دوتا هواپیمای جنگی کوچک ولی خیلی پیشرفته و ترسناک نیروی هوایی انگلیس در ارتفاعی خیلی کم از سمت چپ ظاهر شدند. آنقدر نزدیک بودند که می‌توانستم کله‌ی خلبان‌هایشان را ببینم و زوایای تند و تیز بدنه‌ی سیاهش را تشخیص بدهم. آن‌قدر سریع و پر سروصدا و آشکار بودند که بدنم را از آن خشونت عریانی لرزانند.

در ذهنم تصور کردم که مثلا در تهرانم و همین الان است که یکی از بمب‌های به وقاحت آشکارشان را جلوی چشم من ول می‌دهند و آتش آنها تا مغز استخوان مرا می‌سوزاند و به دهه‌ها متر آنطر‌ف‌تر پرتاب می‌کند. ناخودآگاه تمام تنم مورمور شد و حسی را به یادم آورد که در زمان موشکباران تهران یکبار در آسمان بالای سرم، موقعی که در حیاط مدرسه‌ی نیکان ایستاده بودم تا جزوه‌های درسی‌ام را در زمان تعطیلی بگیرم، دیده بودم: یک نقطه‌ی درخشان طلایی که با سرعت وحشتناکی به پایین می‌آمد و در وسط راه ناگهان به سه نقطه‌ی درخشان مجزا تقسیم شد که هر کدام به سمتی از تهران با شتاب می‌رفتند و من با دهان باز ایستاده بودم و در خیالم یکی‌شان را می‌دیدم که با شتابی هولناک مستقیما به طرف نوک دماغ من می‌آید و هوا را بی‌رحمانه می‌شکافد. چند ثانیه بعد صدای انفجارهای خفیف‌شان در دوردست خیالم را پاره کرد و فهمیدم که سالم مانده‌ام.

نزدیکی مکانی پایگاه هوایی ارتش بریتانیا به شهری دانشگاهی که کنفرانس انتروپولوژی درباره‌ی ایران گذاشته بود، یادآوری تلخ و طعنه‌آمیزی (Ironic) است از رابطه‌ی تنگاتنگ دانش و قدرت بود. انتروپولوژی دانشی است که از نطفه برای بالابردن توانایی زورگویان اسعتمارگر در کنترل زیردستان استعمارشده‌شان به دنیا آمده است و با وجود اینکه امروز از بسیاری از رشته‌های دیگر علوم انسانی کمترین پیوند تنگاتنگ را با قدرت لخت نواستعماری دارد، ولی حاصل کارش هنوز -- حداقل بطور غیرمستقیم -- در خدمت همان کسی است که تصمیم می‌گیرد آن فرشته‌های مهیب و سریع مرگ را با بمب‌ها و موشک‌هایشان به سمت بغداد و کابل و بیروت بفرستد. (تصادفی نیست که ارتش آمریکا ده‌ها انتروپولوژیست در عراق و افغانستان استخدام کرده ‌است.) اگر رابطه‌ی صلح‌آمیزترین رشته‌ی علوم انسانی با آن هواپیماهای جنگنده تنها با همین یکی دو تا واسطه است، وای بحال بقیه‌ی رشته‌هایی که ما فکر می‌کنیم در خدمت بشریت‌اند.

من دارم فکر می‌کنم که به عنوان یک اعتراض سمبولیک به این رابطه‌ی تلخ، پایان‌نامه‌ام را تنها به زبان فارسی بنویسم و به دانشگاه بدهم. باید با استادم صحبت کنم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«یک فتحی»
«محمود فرجامی»
«ایمیان»
«احمد جلالی»
«۴ دیواری»
«حامد قدوسی»
«خوابگرد»
«تبعیدی عصبانی»
«عبدالقادر بلوچ»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«میرزا»
«۳۵ درجه»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«میرزا پیکوفسکی»
«امور ایران»
«پژمان نوزاد»
«سولوژن»
«بلوط»
«هادی خرسندی»
«گناهکار»
«صفا در ال.ای»
«ناهید رکسان»
«مطالعات فرهنگی رادیکال»
«خسرو نقیبی»
«سبیل طلا»
«فرنگوپولیس»
«ف.م.سخن»
«از پشت یک سوم»
«یک پزشک»
«جوانفکر»
«یک وحید»
«مریم اينا»
«نوک‌تیز»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«آزاده عصاران»
«حسین نوش‌آذر»
«طاها بذری»
«هنوز»
«عرب عصبانی»
«روزنه»
«نانا»
«بابک داد»
«آزادنويس»
«دستنوشته‌ها»
«ابراهیم اسکافی»
«مریم مومنی»
«شکرخواه»
موج
آی‌تی.ايران
مهستی شاهرخی
خبرنگار مسلمان
مارسی نیومن
پاگرد
جواد کاشی
کوروش علیانی
رزانیات
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
مسعود بهنود
حاجی واشنگتن
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
هوشنگ دودانی
خیاط باشی
آهستان
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
سهند شمس
کتابلاگ
امنزیاک
زمستان است
بامدادی
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
اسماعیل نیوز
من راه نشین
فروغ
آن سوی دیوار
محمد نوری‌زاد
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
فانونایت
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
مرتضی نگاهی
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
لگوماهی
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
علیرضا شیرازی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
پیاده رو
پسر فهمیده
گردباد
زيتون
توکا نیستانی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
ضدمورچه
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
نوه‌ی غلامرضا تختی
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
شب پیشگویی
فریادناممه
پویان طباطبایی
مهدی محمدی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
روزنامه‌نگار ممسلمان
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
حسام‌الدین آشنا
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
جواد روح
کلفه گینزبورگ
خط قرمز
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
امید معماریان
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

با سلام چند وقتي است كه مطالب وبلاگتان را مي خوانم اما متاسفانه هنوز نتوانسته ام بفهمم موضع شما دربرابرمسائل مختلف چيست؟ به قول ايرج ميرزا هر چه در افكار تو گشتم دقيق عاقبت چيزي نفهميدم رفيق

Why are you sensitive selectively? Your hero Khomeini killed many prisoners in early 60th unlawfully! Why don’t you show any empathy towards such events?! And don’t be ridicules; writing your dissertation in Persian? You should have a course manual have you ever read that? So called powers if they ever want to know something, it doesn’t matter what language it is. The problem with you is one that your genuinity so questionable and another you view things so black and white and you analytical abilities seems to be childish. Unfortunately, since you have started in SOAS I think the quality of your writings have deteriorated rather than any improvement! It might be that you are so good to become Javgir!

بعد از چند سال دارم وبلاگتونو میخونم؛ چون تازه از ایران حارج شدم؛ واقعا حبف اون حسین درخشانی که وبلاگشو میخوندم؛هیچی از اون آدم باقی نمونده؛ همه چیز نابود شده؛